او میگوید که از ابتدا دو نقش مراد بیگ و خاله لیلا را برای بازیگران دیگری به غیر از مرحوم خسرو شکیبایی و ژاله علو نوشته، اما با آن بازیگران به توافق نرسیده است.
۶۶ مطلب
او میگوید که از ابتدا دو نقش مراد بیگ و خاله لیلا را برای بازیگران دیگری به غیر از مرحوم خسرو شکیبایی و ژاله علو نوشته، اما با آن بازیگران به توافق نرسیده است.
ابوالفضل نجیب در یادداشتی با بیان خاطرهای از خسرو شکیبایی نوشت: علی آنقدر نیامد و مرا در بیخبری گذاشت که مطمئن شدم چنان یادداشت کوچک و کوتاه و متوقعانه برای چنان درخواستی بسیار متوهمانه بوده. تا روزی که علی دوباره هراسان و هیجانزده و این بار با ظرفی از کره و ماست وارد دفتر سینما شد. بدون هیچ توضیح در آغوشم گرفت و غرق بوسه کرد. فقط توانستم حدس بزنم موفق شده شکیبایی را از نزدیک ببیند و نه بیشتر. دیدن شکیبایی، اما تنها بخشی از رویای محقق شده علی بود.
در این ویدئو گلچینی از صحنههایی از فیلمهای ایرانی را مشاهده میکنیم که پدرهای مشهور سینما در آن حضور دارند.
با تمام این تفاسیر در فضای مجازی و حسابهای کاربری بیاطلاع که متر و معیار مشخصی برای رفتار ندارند مواجه شدن با تیترهایی از قبیل: «عکس زیر خاکی شجریان و خسرو شکیبایی در دهه ۶۰» دور از انتظار نیست. آنچه دور از انتظار است دیدن این عناوین در رسانههای رسمی کشور و بازنشر قارچگونه آنها است.
این بازیگر سینمای ایران که ۲۸ تیر ماه، دهمین سالروز درگذشتش است دربارهی روند ورود و علاقهاش به بازیگری در نوشتاری شرح داده است که: «بعد از دیدن تئاتر، تمام پویایی من در راستای کسب رضایت پدر برای رفتن به سینما بود که سرانجام به موفقیت منجر شد و همراه پدرم به سینمایی واقع در باشگاه افسران که در خیابان سوم اسفند سابق و سرگرد سخایی فعلی بود رفتیم.
پوریا شکیبایی فرزند مرحوم خسرو شکیبایی بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون درباره فعالیتهای خود گفت: من در حال حاضر کار خاصی انجام نمی دهم و در پروژه ای حضور ندارم، تنها مطالعه میکنم، گاهی مینویسم و فیلم میبینم.
سی و هفتمین قسمت از فصل دوم «هزار داستان» با پوریا شکیبایی روی آنتن میرود.
او همچنین در فیلم «باز باران» که برای کودکان مبتلا به بیماری نقص ایمنی اولیه و اهدای سلولهای بنیادی ساخته شده بود به صداپیشگی پرداخته است.
پوریا شکیبایی تصویری قدیمی از خسرو شکیبایی را در اینستاگرام منتشر کرد.
مهران مدیری درباره خسرو شکیبایی نوشته است: « مطمئنم در بهشت، روزی با او کار خواهم کرد، احتمالا در یک تئاتر مشترک که آنجا دیگر، حوصله دارد، حالش خوب است و غمگین نیست.»