به محض اینکه به خانه رسیدم و داشتم ماشین را پارک میکردم آقای جهرمی و دو نفر از همراهانشان رسیدند. وقتی رفتیم داخل خانه گفتم اجازه بدهید من از بیرون غذا بگیرم. ایشان گفتند نه همان آبدوغ خیاری که گفتی را اگر میتوانی فراهم کن، خودشان هم عجله داشتند و با خنده گفتند که جلسه را پیچاندهاند تا بیایند با ما آبدوغ خیار بخورند.