روزنامه های روز پنجشنبه به بررسی اختلاف وزیر بهداشت با رییس سازمان برنامه بودجه، ماجری بوی بد تهران و همچنین ماندن استاد شفیعی کدکنی پشت در دانشگاه تهران پرداختند.
۵۸ مطلب
روزنامه های روز پنجشنبه به بررسی اختلاف وزیر بهداشت با رییس سازمان برنامه بودجه، ماجری بوی بد تهران و همچنین ماندن استاد شفیعی کدکنی پشت در دانشگاه تهران پرداختند.
بسیاری از دانشجویان معتقد بودند که این اتفاق به علت بروز حوادث روز قبل از آن در مقابل دانشگاه تهران بود که مقرر شده بود در این روز هیچکس بدون کارت پرسنلی یا کارت دانشجویی وارد دانشگاه نشود. ظاهرا پادرمیانی مدیر گروه ادبیات فارسی و حتی گفته میشود نیلی احمدآبادی (رئیس دانشگاه)، نتوانست کارساز باشد و تلاشها برای ورود دکتر شفیعی کدکنی به دانشگاه به علت به همراه نداشتن کارت پرسنلی بینتیجه ماند.
«به چهارراه مولوی رفتم تا کفتر بخرم. آنجا مرا میشناسند، انتخابش کردم، یک نر شایسته و خوشتیپ سینه کفتری، پاهای بلند، چشمها آگاه (مانند چشم سگ که در آن کنجکاوی است، چشم ناآگاه مانند گوسفند است.) فروشنده پاکتی کاغذی آورد تا کبوتر را در آن بگذارد. یک نفر که این قفس را تمیز میکرد و به کبوترها غذا میداد گفت: داداش! ذلیلش نکن، دستت بگیر و در ماشین رهاش کن».
گرمای شهریورماه سال 1348 توی ساختمان هم لانه کرده است. جوان لاغراندامی که عینک کائوچویی بهچشم دارد، پلههای دانشکده را آرامآرام بالا میرود تا برسد به جایی که بزرگترین نامهای ادبیات پارسی منتظرش نشستهاند. اهل تعارف نیست این دانشجوی مغرور خراسانی. یکراست میرود سر اصل مطلب: «صور خیال در شعر فارسی».
محمدهاشم اكبرياني از طرح «هزار نامه به محمدرضا شفيعي كدكني» انتقاد كرد.