صالحی در ارائه بعضی بحثها محتاط است اما با توجه به فضاسازیهای مجدد جریان تندرو با محوریت سعید جلیلی، صحبتهای نسبتاً صریحتری به خصوص درباره کارشکنیها مطرح کرده که به مرور توسط یک کانال تلگرامی منتشر میشود.
۲۶۲ مطلب
صالحی در ارائه بعضی بحثها محتاط است اما با توجه به فضاسازیهای مجدد جریان تندرو با محوریت سعید جلیلی، صحبتهای نسبتاً صریحتری به خصوص درباره کارشکنیها مطرح کرده که به مرور توسط یک کانال تلگرامی منتشر میشود.
«این نگاه ریشه همه بحرانهای ایران در سیاست خارجی است. نگاهی که گمان میکند دیپلماسی باید در خدمت میدان و دست به سینه آن بایستد. درحالیکه اینها در طول هم نیستند؛ بلکه همه آنها در کنار و در عرض یکدیگرند و با اقتصاد و رسانه و سیاست داخلی و فرهنگ، همگی اجزای همسنگ و برابر یک پدیده به نام حاکمیت و قدرت ملی را تشکیل میدهند.»
این جریان تلاش زیادی میکند که تعریفی از یک تمدن ایجاد شده در ایران پس از انقلاب ارائه دهد. به همین دلیل هم معمولاً در صحبتهایشان از برخورد تمدنی غرب و ایران صحبت میکنند. اما تلاشهایشان برای تعریف این تمدن همواره عقیم است. این تمدن چیست که کشور و مردم آن را در اولویتهای بعدی قرار میدهد و صرفاً به دنبال اهدافی فرامرزی میرود؟
این آقاسعید چیست و کیست که کلید همه مشکلاتمان در جیب کت جادویی اوست؟ احتمالاً فقط خدا میداند. ولی یک چیز مشخص است. آقاسعید را خوب میشناسیم و صابون خودش، داداشش، مشاورانش، اعوان و انصارش و دولت سایهاش به تن این مملکت خورده. همین الان هم میخورد.
فعال سیاسی اصلاحطلب گفت: «بهنظرم به نیروهای میدانی ابلاغ شده که با مردم مهربان باشند و شهروندان را اذیت نکنند. مشکل اصلی اما قبل از اینکه تصمیمگیران باشند، آن پایگاه اجتماعی است که تصمیمگیران تاکنون بر آنها تکیه داشتهاند. تصور میکنند هر تغییر و اصلاحی منجر به منزوی شدن و از دست رفتن موقعیتشان میشود. از آنجایی که خود را صاحب اقتدار میدانند، به هر نقطهای که لازم ببینند، فشار میآورند.»
آنچه این جریان فکری مورد نظر قرار نمیدهند، این است که جنگ پس از ۷ اکتبر آغاز شد. تا حمله به بیروت و ترور معاون عملیات سپاه پاسداران در کنار سیدحسن نصرالله (مهر ۱۴۰۳)، نقطه اوج ضربههای اسرائیل به ایران در حوزه مدیترانه، حمله ۱۳ فروردین ۱۴۰۳ به ساختمان کنسولگری در دمشق بود. اما موج ترورهای رژیم صهیونیستی علیه فرماندهان ارشد نظامی ایران، با فاصله کمی پس از حمله ۷ اکتبر و آغاز جنگ در نوار غزه آغاز شد.
برخی افراد اگرچه دم از ولایت مداری می زنند اما رفتار و گفتارشان رنگ و بوی نفوذ دشمن را دارد. البته این را تاکید کنم که حرف ها و سخنان تندرو ها نمی تواند روی تصمیم گیری های دشمن موثر باشد، اما می تواند هر نوع عملیات دشمن علیه ما را توجیه کند. این دو مقوله با یکدیگر بسیار متفاوت است. آن ها در نهایت تصمیم خود را می گیرند و کاری به سخنان تندروهای داخلی ندارند. اما حرفهای تند داخلی و موضع گیری های شددی باعث افزایش جسارت دشمن و توجیه هر نوع تخاصم علیه کشور ما می شود. برای مثال آن شخصی که نقشه ای از…
محمد مهاجری، فعال رسانهای اصولگرا، در واکنش به برخی تندرویها گفت: به نظرم برخورد با این آدمها در شأن افراد با شخصیت نیست.
روزنامه جام جم در آخرین شماره خود، از طرحی خاص به عنوان عکس یک استفاده کرد که بمباران ساختمان شیشهای صداوسیما توسط اسرائیل را کنار انتقادها از سازمان قرار میداد.
«با این عده قلیل دلسوزی که حقیقتاً گمان میکنند عباس عراقچی سرِخود پامیشود و میرود با آمریکاییها و اروپاییها مذاکره میکند، باید حرف زد و آنان را قانع کرد. باید به آنها گفت، مرز بیغیرتی و تدبیر کجاست و بیعقلی با رجزخوانی تفاوت بسیار دارد.»