یک بار شاهد حمله ارتش لهستان به یک درایزن (وسیله نقلیه سبکی که روی ریل حرکت میکند – خطرو) آلمانی بودم. خطرو، بیدگوشچ را ترک کرد تا سربازان به همرزمانشان در ناکلا (در شمال لهستان) بپیوندند. سربازان ما پنهانی سوار قطار میشدند. آلمانیها متعجب به نظر میرسیدند. آنها بدون هیچ مقاومتی تسلیم میشدند. لهستانیها آنها را خلع سلاح میکردند؛ ولی نمیدانم پس از آنچه بر سرشان میآمد.»