نمیشود که یکباره قیمت لبنیات و عوارض جادهای و بنزین و دارو را افزایش داد و ارز ترجیحی برخی اقلام خوراکی را حذف کرد و با اسم رمز حذف قیمتگذاری دولتی و دستوری، واقعیسازی و اصلاح قیمتها، تمام فشار اقتصادی را بر زندگی و سفرههای مردم اعمال کرد!
۱۶۰۰ مطلب
نمیشود که یکباره قیمت لبنیات و عوارض جادهای و بنزین و دارو را افزایش داد و ارز ترجیحی برخی اقلام خوراکی را حذف کرد و با اسم رمز حذف قیمتگذاری دولتی و دستوری، واقعیسازی و اصلاح قیمتها، تمام فشار اقتصادی را بر زندگی و سفرههای مردم اعمال کرد!
در واقع برای جبران ناکارآمدیهای دولت و کسری بودجه و سیاستهای به غایت غلط آن است. با این کار بیمهها نیز در آستانه ورشکستگی قرار میگیرند، و آوار تمامی این خطاها بر روی نسل بعدی و سلامت فرزندان این کشور خراب خواهد شد. امیدوارم در اولین فرصت یادداشت مشابهی را برای بخش آموزش و آموزش عالی نیز بنویسم. خود دانید.
هنگامی که فرد یا نهادی خود را برتر از حکم قضایی دانست، به عبارت دیگر خود را جایگزین قدرت رسمی کرده و اعتبار نهاد قضایی و همه احکام آن را زائل میکند، زیرا احکام قضایی هنگامی معتبر است که هیچ حکمی تابع امر و ارادهای فراتر از قانون نباشد.
این تصور باطل است که با افزایش بنزین همه کالاها گران خواهند شد. الان ۶ سال است که بنزین به قیمت جاری ثابت است، ولی شاخص تورم حدود ۱۰ برابر شده است در واقع قیمت واقعی بنزین یک دهم شده است ولی رشد قیمتها با سرعت ادامه دارد.
پیش از انقلاب به ویژه در دهه ۱۳۴۰و ۱۳۵۰ روند گرایش به نامهای مذهبی افزایشی بود و برعکس، روند نامهایی که معرف گرایش ملی ـ باستانی است، به مرور کاهشی بود. یکی از علل آن سوگیری حکومت پهلوی بود.
گرچه تمامی کوششها معطوف به این است که چنین اتفاقی رخ ندهد، ولی فراموش نکنیم که روند همین است که پیشبینی شد، دیر و زود دارد، سوخت و سوز ندارد، مگر اینکه تغییراتی رخ دهد.
پرونده مکارم فقط چشم و گوش متخلفان را باز میکند تا دیگر مرتکب اشتباه محاسباتی نشوند و در دادن پیشنهاد رشوه بیگدار به آب نزنند تا هیچگاه لو نروند.
تجربه چین مائو هم پیش روی ما است. در همین منطقه خودمان انواع و اقسام چنین تغییرات قدرتی را داشتهایم که جنبشهای بعثی و ناصریستها نمونه آن هستند. در همه این موارد، مخالفت و مبارزه سیاسی نه به معنای ارایه شیوهای متفاوت، بلکه به منزله بازآفرینی ساختار موجود در همان میدان قدرتی بود که آن را نفی میکرد؛ نتیجه چه شد؟ ایجاد استبدادی جدید در برابر استبداد قدیم، نه راهی تازه در برابر راه گذشته.
در این ساختار فردی وجود دارد که از نظر نماینده مجلس آن مرتکب جرمی شده که شایسته چند بار اعدام است، ولی نه تنها اعدام نمیشود، بلکه اساسا پروندهای هم برای او گشوده نمیشود. معنای ضمنی این ادعاها بیش از آنکه تعریضی علیه آن فرد باشد، علیه ساختار است.
آیتالله سیستانی توصیه کردهاند که پشت سر امام جماعتی که حقوق دولتی دریافت میکند نماز خوانده نشود. ایا این حرف نشان دهنده جدایی دین از سیاست هست؟ آیا مشروعیت حقوق دولتی روحانیون رو زیر سوال میبرد؟