ترنج

جامعه ایران

۸۶ مطلب

  • «حکمرانی مطلوب، در هر نظام سیاسی، نیازمند پاسخگویی به مطالبات مردم و حل به‌موقع مشکلات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است. در شرایطی که کشور با چالش‌های متعددی روبه‌رو است، یکی از مسائلی که در حکمرانی ایرانی به‌وضوح مشاهده می‌شود، انفعال در مواجهه با مشکلات است. این انفعال نه تنها مشکلات را انباشته می‌کند، بلکه موجب افزایش نارضایتی عمومی و کاهش اعتماد به مسوولان می‌شود.»

  • «طیف متنوعی از مسائل نظیر چالش های اقتصادی، متغیرهای اجتماعی، نارضایتی‌های سیاسی و غیره، سبب شده‌اند تا جامعه ایرانی بعضا نسبت به آینده تصویر روشنی نداشته باشد و طیف هایی از مردم احساس سرخوردگی پیدا کنند. در حقیقت، بخشی از مردم شاید این تصور را داشته باشند که آینده ای روشن ندارند و صرفا برای بقا در حال تلاش و فعالیت هستند. ایحاد امید واقعی نسبت به آینده ای روشن برای مردم، موضوعی است که باید به صورت جدی مورد توجه جریان حکمرانی در ایران باشد.»

  • تورمِ بی‌امان، قیمت‌های سرسام‌آور و نابرابری آشکار در سبک زندگی، نه فقط سفره مردم را کوچک کرده، بلکه روان‌شان را هم خسته و فرسوده ساخته است.

  • ایران برای عبور از بحران‌های امروز خود، بیش از هر زمان دیگری به انسجام ملی و اعتماد عمومی نیاز دارد. بدون بازسازی این بنیان نرم، همه تلاش‌ها در عرصه‌های دیگر، بر پایه‌ای سست و ناپایدار بنا خواهند شد. جامعه‌ای که سرمایه اجتماعی‌اش را از دست داده، حتی اگر ثروتمند باشد، دچار فقر معنایی و گفتمانی خواهد بود و این موضوع، بزرگ‌ترین تهدید برای آینده ایران است.

  • تئوریسین جریان اصلاحات معتقد است «جامعه امروز ایران با یک پیشرفت عظیم و به‌موازات آن یک پسرفت قابل توجه دست به گریبان شده است: از یک سو، تا بدانجا پیش رفته‌ایم که جامعه به‌واسطه دغدغه و کنجکاوی خود دائماً در معرض تغذیه اطلاعاتی است، به خودبسندگی رسیده و قابلیت تحلیل به‌دست آورده است؛ از سوی دیگر، همین جامعه با چنین مختصاتی، به‌دلیل خروج از معیار‌های متعارف «دموکراسی» و «ملت- دولت» در مسائل متعددی به نقطه غلیان رسیده است.»

  • «رهبری در حکم من گفتند جامعه انقلابی را مورد هدف تبیین قرار دهید. وقتی از ایشان سوال کردم گفتند معلوم است من تمام جامعه ایران را انقلابی می‌دانم نه عده خاصی را.»

  • جامعه تلاش‌های بسیار زیادی برای اصلاح نظام سیاسی و اجتماعی کرد، مردم با گرایشات چپ، راست، اصول‌گرایانه و اصلاح‌طلبانه مشارکت حداکثر داشتند و این‌طور نبود که مردم فقط دوم خرداد حداکثری آمده باشند، بلکه در تمام دوره‌های بعد هم مشارکت حداکثر داشتند. دیگر این مردمِ بیچاره چه‌قدر باید به صدای اصول‌گرا‌ها و اصلاح‌طلب‌ها گوش بدهند؟

  • مقصود فراستخواه؛ جامعه شناس، گفت: در ایران همیشه نوعی سیکل معیوب وجود داشته است؛ چرخه‌ای که با تمرکزگرایی شدید وجود داشته و در مقابلش هم خشونت بوده است.

  • علی مرشدی‌زاد گفت: یکی از برکاتی که خداوند به جمهوری اسلامی داده، این است که اپوزیسیون ضعیفی نصیبش شده است. جامعه‌ای که نارضایتی و بحران دارد، امکان همنوایی با هر صدای معترضی را دارد. این همنوایی اما بدین‌معنا نیست که آن اپوزیسیون بتواند خواسته‌های جامعه را محقق کند؛ چه‌بسا مشکلاتی نیز بر مشکلات پیشین جامعه بیافزاید. این وضعیت جامعه ایران و اپوزیسیون خارج‌نشین است.

  • هادی خانیکی نوشت: باید به هر نگاه و صدای متفاوتی احترام گذاشت و هر فرد و گروه و نسل و صنفی را آن‌قدر به رسمیت شناخت که سخن‌ها و فهم‌شان موجب بازاندیشیدن و اصلاح دیدگاه‌های جزمی و متصلب شود.

تبلیغات