مرتضی افقه گفت: دهک دهم از جمله افرادی هستند که می توان آنها را ابرثروتمند تلقی کرد؛ طبقه متوسط اما به شدت کوچک شده، حتی میتوان تا دهک ششم را در دهک درآمدی پایین تلقی کرد.
۸۶ مطلب
مرتضی افقه گفت: دهک دهم از جمله افرادی هستند که می توان آنها را ابرثروتمند تلقی کرد؛ طبقه متوسط اما به شدت کوچک شده، حتی میتوان تا دهک ششم را در دهک درآمدی پایین تلقی کرد.
وحیدی گفت: یکی از القائات غلط به کشور ما این است که میگویند ایرانیها بلد نیستند کار تیمی انجام دهند این مورد قبول نیست، بسیاری کارهای بزرگ در کشور با کمک تیمی انجام شده است. دیگر القائات این است که میگویند جامعه ما دچار افسردگی است که این حرف غلط و بیربطی است.
امان الله قرایی جامعه شناس با تاکید بر این که به صورت سنتی طی ۱۰۰ سال اخیر جامعه ایران با غم عجین شده است، اضافه کرد: به صورت تاریجی به خصوص در این سده اخیر جامعه ایران آنطور که باید و شاید به شادی بها نداده است و در مورد شادیهای نسل جوان نیز سختگیریهای بسیار زیادی وجود دارد، به نوعی میتوان گفت غم و ماتم در جامعه امروز ایران تبدیل به یک ارزش شده است.
رشد و افزایش خشونت علاوه بر آثار جبرانناپذیر آن، فرهنگ و زیست تاریخی جامعه ایران را نیز به مخاطره و چالش میکشد. نکته مهمتر آنکه خشونت، خصلتی تزایدی دارد؛ به تعبیر بهتر خشونت، خشونت میآفریند.
ما راهی نداریم جز آنکه زخمهایی را که در پیدایش آنها مشارکت داشتهایم، به رسمیت بشناسیم و برای مرهم نهادن بر آنها آستین بالا بزنیم. همان زخمهایی که با مدیریت مردان سیاستمدار و با مشارکت مردان روشنفکر بر پیکر این جامعه نشسته است.
به نظر میرسد که ایفای نقشی مستقل برای دانشمند یا تحلیلگر در ایران سختتر شده و این برای جامعه زیانبار است. منظور از دانشمند یا تحلیلگر، شخص ناظر آگاه و بیطرفی است که فارغ از حب و بغضها و حتی ترجیحات ارزشی شخصی خود، واقعیت را به شکل علمی توصیف و تحلیل میکند.
اصولگرایان که باید قتل دختر اهوازی را محکوم کنند سکوت کردهاند، زیرا بهصورت سنتی آنان این رفتار را مانع از تخلفات جنسی میدانند پس سکوتشان به منزله توافق نسبی با این رویداد وحشتناک است.
مشکلات تحریمی، گسترش فقر و کاهش درآمد سرانه باعث نحیفتر شدن طبقه متوسط شده است. در واقع طبقه متوسط از هر طرف تحت فشار قرار گرفته و دچار هجمههای پیاپی شده به گونهای که احساس میکند حیاتش در خطر قرار گرفته است.
کاهش تابآوری مردم طی سالهای اخیر واقعیت تلخی است که گاهی با آسیبرساندن به اموال مردم یا سرقت از دیگران نمود عینی پیدا میکند. یکی از عوامل کاهش تابآوری، تصور و باور مردم از فاصلههای اقتصادی و نابرابری است.
دانشگاه محل حضور دارندگان دیدگاه پژوهشی است، دیدگاهی که توانایی کنار گذاردن موقت ارزشها و سوگیریها به منظور نزدیک شدن به واقعیت را داراست. در اینجاست که باید این پرسش را مطرح کرد: آیا در ایران پدیده دور شدن دانشگاهها از دانشگاه بودن و در نتیجه دور شدن دانشگاهیان از دانشگاهی بودن رخ داده است؟