ترنج

تجاوز

۷۳۷ مطلب

  • فریده غیرت به اطرافیان قربانیان تجاوز توصیه کرده است که به محض اطلاع از وقوع چنین جرمی، قربانی را ترغیب به طرح شکایت کنیم تا هم بتواند حقوق خودش را بازیابی کند و هم از آزادانه‌گشتن یک متجاوز جلوگیری کند.

  • ۵ تن از اعضای باند ۶ نفره «شیاطین کثیف» او را تا صبح روز بعد مورد آزار و اذیت‌های وحشیانه قرار دادند.

  • جوان متهم به تجاوز در اعترافات خود به پلیس گفت: تاکنون در حاشیه ایستگاه‌های سیدرضی، کوثر، دانش‌آموز، صیاد شیرازی و هفت تیر اقدام به آزار و اذیت دختران کرده است. وی در عین حال داشتن چاقو هنگام اذیت دختران را انکار کرد و گفت: من گلوی طعمه‌هایم را می‌فشردم و آن‌ها را درون بوته‌های شمشاد می‌انداختم.

  • پنج سال بیشتر نداشتم که پدرم مرا به خواهرش سپرد تا سرپرستی ام را به عهده بگیرد، اما چندین ماه قبل شوهرعمه ام که مردی پیر است روزی در منزل دست و پا و دهانم را بست و مرا مورد تجاوز قرار داد.

  • آیدا نیز احضار شد و با تأیید توضیحات دوستش گفت: وقتی فیروز قصد اذیت مرا داشت، مقاومت کردم، اما او فرزند کوچکم را که همراهم بود لبه پنجره برد و گفت: او را به داخل خیابان پرت می‌کند. آنجا بود که تسلیم شدم.

  • سرایدار یک برج که متهم است زنی جوان از اهالی برج را مورد تعرض قرار داده، ادعا کرد زن جوان عاشق او بود.

  • این ادعا از سوی «اوا موری» مطرح شده که حال ۲۶ سال سن دارد و اعلام کرده که در سال ۲۰۰۸ از نحوه رفتار جو بایدن متعجب شده و تصمیم به خارج شدن از رویداد سالانه سیاسی را داشته است.

  • من سه سال از رامین کوچک‌تر بودم. او ۱۹ ساله بود و من ۱۶ سال دارم. رامین خیلی به من ابراز محبت می‌کرد و می‌گفت: دلش می‌خواهد با من دوست شود، من هم حرفش را قبول کردم و رابطه دوستانه ما شکل گرفت تا اینکه چند ماه قبل او من را به خانه‌اش دعوت کرد، من هم فکر کردم یک رابطه دوستانه است و به خانه‌اش رفتم، اما رامین کاری با من کرد که زندگی‌ام دگرگون شد.

  • پسر ایرانی در بازجویی‌ها اتهام تجاوز را قبول نکرد و گفت: پسر نوجوان خودش همراه ما آمد. ما گفتیم یک کبوتر داریم. واقعا هم کبوتر داشتیم. او خودش همراه ما آمد و کبوتر را دید. بعد پسر افغانستانی که با من هم دوست بود، او را مورد آزار و اذیت قرار داد، اما من کاری نکردم و اتهام را قبول نمی‌کنم

  • در همان اثنا که با راننده درگیر بودم و از او خواهش می‌کردم کاری با من نداشته باشد، ناگهان چشمم به تابلویی افتاد که کنار خیابان نصب کرده و در آن درباره بیماری کرونا هشدار داده بودند. همان‌موقع فکری به ذهنم رسید و شروع به سرفه کردم. بعد به آن مرد گفتم من به کرونا مبتلا هستم و اگر از من فاصله نگیرد ممکن است مبتلا شود و جانش به خطر بیفتد. مرد متجاوز با شنیدن این حرف ترسید و مرا از ماشین به بیرون انداخت

تبلیغات