ترنج

تجاوز

۷۳۷ مطلب

  • با پیشروی‌های برق آسای ارتش سوریه در استان ادلب به ویژه در نزدیکی شهر سراقب و نیز غرب و جنوب غرب حلب، دمشق عزم خود را برای آزادسازی همه مناطق از لوث تروریست‌ها و گروه‌های وابسته به ترکیه جزم کرده است.

  • نازگل: چند سال قبل برادرم با پسری به نام بهنام دوست بود آن‌ها رابطه‌ای صمیمی با هم داشتند تا این که بهنام تصمیم گرفت به تهران بیاید من دورادور شنیدم که بهنام در تهران عکاسی می‌کند. بعد از مدتی من و بهنام در فضای مجازی با هم حرف می‌زدیم بدون این که رابطه‌ای عاطفی داشته باشیم تا این که از او شنیدم عکاس سلبریتی‌ها شده است و وضع مالی خوبی هم دارد.

  • متهم گفت: من مسافرکشی می‌کردم و کسی را نربودم و تجاوز هم نکردم. من اگر می‌خواستم با کسی رابطه داشته باشم، با توجه به اینکه به اخلاقیات پایبند هستم، حتما ازدواج می‌کردم، چون امکان ازدواج هم دارم. من چنین کاری نکردم. با پایان جلسه دادگاه، قضات قرار متهم را تشدید کردند و سپس برای تصمیم‌گیری در این خصوص وارد شور شدند.

  • آخرین بار به خانه زن جوانی رفته بودم که بعدازظهر متوجه شدم برایم میهمان آمده است. بعد از اتمام کار از خانه زن جوان خارج شدم و چون عجله داشتم حوالی ترمینال جنوب سوار یک خودرو مسافربر شخصی شدم.

  • او درباره ادعای دختر جوان مبنی‌بر تعرض نیز گفت: قرار بود این دختر و خانواده‌اش را هم به خارج از کشور بفرستم، اما نتوانستم. قبول کردم پول را پس بدهم، اما آن‌ها به دروغ علیه من ادعای تجاوز را مطرح کردند، من این اتهام را قبول ندارم. آن‌ها می‌خواهند این موضوع را حربه‌ای علیه من بکنند.

  • رومینا در جایگاه قرار گرفت. او گفت: مرد افغانستانی به‌شدت من را کتک زد. او خیلی من را آزار داد. چنان من را کتک زده بود که بعد از سه روز که به پزشکی‌قانونی رفتم، هنوز آثار کبودی و زخم‌های عمیق روی بدنم وجود داشت. این مرد خیلی خشن بود. او بعد از اینکه حسابی مرا کتک زد، تلفن همراهم و طلا‌هایی را که داشتم از من گرفت و مرا از خانه بیرون کرد. به او گفتم کمی پول به من بدهد تا آواره نشوم، اما با عصبانیت من را به بیرون پرت کرد. سه پسر دیگر به من پناه دادند و از آن‌ها شکایتی ندارم.

  • دختر نوجوان گفت: من در راه مدرسه با متهم آشنا شدم و آن روز هم قرار بود با هم فقط حرف بزنیم، اما او من را به پارک برد و دوستانش را خبر کرد که بیایند و من را مورد آزار قرار دهند. من جثه ریزی دارم و اصلا زورم به آن‌ها نمی‌رسید با اینکه می‌دیدند من گریه و التماس می‌کنم، توجهی نکردند. متهم حتی کمک نکرد که از دست آن‌ها نجات پیدا کنم. بعد از این اتفاق بود که فهمیدم او به‌عمد من را به آنجا کشانده است.

  • او در گوشه‌ای خلوت نگه داشت و به سمت من حمله کرد تا مرا مورد آزار قرار دهد. وضعیت خیلی بدی بود. من نمی‌توانستم فرار کنم. زور آن مرد بیشتر از من بود. تنها کاری که توانستم بکنم این بود که خودم را از پنجره نیمه‌باز بیرون کشیدم و نجات دادم.

  • پسر نظافتچی در جایگاه ایستاد و گفت: «من اهل شیرازم و روز حادثه اولین باری بود که برای کار به خانه کسی می‌رفتم. آن خانم وضعیت ظاهری نامناسبی داشت و لباس نامناسبی پوشیده بود من هم که ازدواج نکرده‌ام وسوسه شدم و به او تعرض کردم، اما او هیچ مقاومتی نکرد. بعد هم به او گفتم دستمزدم را بده که ناگهان به سمت پنجره آشپزخانه رفت و شروع به داد و فریاد کرد. من نمی‌خواستم او را بکشم و با او درگیر هم نشدم.»

  • در حالی که تمام سرنخ‌ها به بهروز ختم می‌شد سرانجام وی شامگاه 17 آذر در خانه برادرش دستگیر شد. وی در بازجویی‌ها به آدم ربایی با انگیزه انتقامگیری اعتراف کرد.

تبلیغات