ترنج موبایل
کد خبر: ۹۴۴۷۶۶

احمد بخارایی، جامعه‌شناس

در حال حاضر هیچ چیز عادی نیست و ما در شرایط ویژه‌ای قرار داریم!

در حال حاضر هیچ چیز عادی نیست و ما در شرایط ویژه‌ای قرار داریم!

وقتی جامعه زیر بار سوگ، فشار اقتصادی و بی‌ثباتی اجتماعی نفس می‌کشد، پرسش از همدلی مردم پررنگ‌تر از همیشه بنظر می‌رسد؛ آیا می‌توان توقع رفتارهای همدلانه داشت و کنش‌ها را یکدست کرد؟

فرارو- جامعه از روزهای پرهیاهوی دی عبور کرد اما همچنان درگیر موج‌های متلاطم اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است؛ با این حال، چیزی که بیش از هر چیز جلب توجه می‌کند، پویایی تعامل مردم با یکدیگر است؛ خواه این تعامل مثبت باشد خواه منفی.

به گزارش فرارو، نحوه یاری رساندن، همدلی و همکاری مردم در این شرایط، تنها موضوعی برای تحلیل روانشناسان و جامعه‌شناسان نیست، موضوعی است که در رگ‌وپی تاب‌آوری و رفتارهای اجتماعی می‌دود. با این وجود در شبکه‌های اجتماعی، در میان توییت‌هایی که مردم می‌زنند، نظراتی که زیر هر خبر می‌نویسند یا پاسخ کاربر دیگری را می‌دهند نشانه‌هایی از التهاب وجود دارد که یادآور تفاوت سلایق و کنش‌های رفتاری در لحظات سوگواری پس از وقایع دی است. به گفته رفتارشناسان در سوگ جمعی نمی‌توان توقع داشت که همه به شکلی یکدست احساسات خود را بروز دهند و این مساله مستقیما محلی برای منازعات در اختلاف نظرها خواهد شد.

سرکی به نظر مردم؛ ببندیم یا باز کنیم؟

یکی از رسوم ایرانی‌ها در روزهایی که خانواده‌ای عزادار است، پایین کشیدن کرکره و نصب اعلامیه و بنرهای تسلیت است؛ این در حالی رقم می‌خورد که حالا برخی افراد در فضای مجازی، در پاساژ عمومی‌ای همچون اینستاگرام، مشغول به فعالیت هستند؛ در واقع مشاغل از سنت‌ها جلو زده‌اند و حالا باید یکی از آن‌ها بر اساس دیگر به روز رسانی شود.  فعالان اقتصادی در فضای مجازی در زمان قطعی اینترنت با خسارات قابل توجهی مواجه شدند و حالا که جسته و گریخته به اینترنت وصل می‌شوند سعی می‌کنند با فعالیت، توجه الگوریتم مهندسی‌شده اینستاگرام را به خود بازگردانند.

اما، در برخی مواقع با برخوردهایی ضد و نقیض مواجه می‌شوند؛ برخی می‌گویند باید رسوم را حفظ کرد و به احترام خانواده‌هایی که عزیزی از دست داده‌اند، حتی کرکره مغازه‌های اینستاگرام را پایین کشید و برخی دیگر می‌گویند برای بازگرداندن روحیه به جامعه بهتر است فضا را عادی کرد؛ آن هم در روزهای سخت معیشتی؛ وضعیتی که  دلار یک لحظه در نقطه‌ای که هست به ثبات نمی‌رسد. حالا باید پرسید که در این وضعیت خاص اجتماعی نقش مردم چیست و آنان چطور می‌توانند به یکدیگر یاری برسانند.

در شرایطی چنین ویژه نمی‌توام نقشی برای مردم تعریف کرد

احمد بخارایی، جامعه‌شناس، در مصاحبه‌ای با فرارو به بررسی این مساله پرداخته و می‌گوید: «زمانی ما می‌توانیم از مردم انتظار داشته باشیم و نقشی برای آنان تعریف کنیم که در آن جامعه، کلیت ساختارها ثباتی نسبی داشته باشند. یعنی جامعه به معنای واقعی کلمه شکل گرفته باشد؛ در آن صورت می‌توان برای مردم نقشی تعیین کرد.  در حال حاضر مردم و صاحبان قدرت به شکلی مشابه رفتار می‌کنند. هم‌اکنون، در سطح جامعه و نظام سیاسی، نظم، ثبات و کارکرد دستخوش التهاب شده است. بنابراین نمی‌توان از مردم انتظار ویژه‌ای داشت، چون آنان هم در همین فضا در حال تنفس هستند.»

او با واکاوی علل کشیده شدن اعتراضات به خشونت و ارتباط آن با شرایط ویژه جامعه و نقش کنونی که مردم در حال حاضر برای تعامل و همکاری با یکدیگر می‌توانند داشته باشند می‌گوید: «خشونت از پیش‌تر در سطح جامعه و نظام سیاسی هم دیده می‌شد. بنابراین مردم جامعه این‌گونه تربیت شدند و با خشم فروخورده، نهایتا در جایی که می‌توانستند ابراز کنند، در فضایی که جامعه اعتراض آرامی را در پیش گرفته بود، یک‌دفعه به سمت خشونت کشیده شدند.»

با شرایط خشونت اقتصادی مواجهیم

این جامعه‌شناس عقیده دارد: «در حال حاضر حتی از منظر اقتصادی ما با اعمال خشونت مواجهیم. وقتی شکاف طبقاتی، خط فقر و تورم را ببینید، می‌بینید نوعی خشونت اقتصادی وجود دارد و  مردم درگیر معیشتشان هستند که مستقیما با این خشونت اقتصادی گره می‌خورد. این مساله با نظارت استصوابی نیز ارتباط دارد. مردم پیش‌تر با این رویه به شکلی مدنی اعتراض خود را نشان دادند و پای صندوق رای کمتر حاضر شدند. مشارکت زیر پنجاه درصد نشان از چیست؟»

او اشاره می‌کند: «در این شرایط نمی‌توانیم به مردم بگوییم چشمانتان را ببندید، با هم مهربان باشید و به هم کمک کنید. در حال حاضر جامعه ملتهب و سوگوار است. در حالی که هزاران نفر جان باخته‌اند، نمی‌توان توقع نقش موثر و همدلانه از مردم داشت. در حال حاضر در دل این وضعیت هستیم و ابعاد آن ممکن است به مرور عیان گردد. در این شرایط مردم عکس‌العمل خودشان را دارند؛ آنان نمی‌توانند عمل داشته باشند، چون عمل برای آنی است که صاحب اراده و قدرت است. مردم عکس‌العملی رفتار می‌کنند و امروز به هر شاخه‌ای چنگ می‌زنند.» 

توصیه در این شرایط ویژه تبدیل به روانشناسی زرد می‌شود

بخارایی می‌گوید: «بنابراین نمی‌توان در حال حاضر در پاسخ به همدلی و همکاری مردم در چنین شرایطی نظر دقیقی داد. اگر ما توصیه‌ای داشته باشیم، همچون توصیه روانشناسی زرد است که در شرایط بحرانی توصیه فردی دارند و فکر می‌کنند کلی‌گویی جواب می‌دهد. وقتی فشار از بیرون به فرد وارد می‌شود، تا وقتی این عامل بیرونی وجود دارد، از ناملایمات روحی درونی برخوردار شده و نمی‌تواند مستقل و فردی دست به ترمیم روح و روان خود بزند. جامعه آشفته است و همه، در هر ژست و نقشی، دچار این آشفتگی هستند؛ از یک مغازه‌دار گرفته تا خبرنگار و پزشک یا حتی پدر و مادر. در حال حاضر هیچ چیز عادی نیست و ما در شرایط ویژه‌ای قرار داریم.»

نویسنده : طناز سادات حسینی فر
ارسال نظرات
خط داغ