فرارو احتمالات جنگ ایران و آمریکا را بررسی می کند:
خاورمیانه در مقطع سرنوشتساز
شاید به دلیل همین پیشینه ناموفق مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا باشد که برخی تحلیلگران به این نتیجه رسیده اند که آمریکا به دنبال استفاده از عبارت های مذاکره و توافق و دیپلماسی به عنوان اهرم فشار است نه این که واقعا اعتقادی به این موضوعات داشته باشد. درواقع به نظر می رسد ترامپ صرفا می خواهد تنش های واقعی را پشت این عبارات پنهان کند یا تصمیم نظامی را مشروعیت ببخشد.
فرارو-از آغاز سال 2024، تنش میان ایران و ایالات متحده وارد مرحله جدیدی شد. مرحلهای که در آن گزینههای سیاسی، دیپلماتیک و نظامی همزمان در حال آزموده شدن هستند. واشنگتن با استقرار نیروهای نظامی ارتش خود در منطقه و برگزاری رزمایشهای هوایی و تهدیدهای مختلف، پیام روشنی ارسال کرده است: اعمال فشار آمریکا علیه ایران دیگر در بعد تحریمی خلاصه نمی شود وبه بعد نظامی توسعه پیدا کرده است. اما چنین شرایطی یک سو ندارد، در سوی دیگر این وضعیت ایران قرار دارد. مقامات ایران بارها بر آمادگی مقابله در برابر هر نوع تعرضی تاکید کرده و به کشورهای منطقه نیز در خصوص هر نوع اقدام مداخله جویانه هشدار داده اند.
به گزارش فرارو، هشدارهای رسمی تهران عمدتا بر این موضوع تاکید دارد که هر تعرضی پاسخ سختی در پی خواهد داشت. تحلیلگران معتقدند دوگانگی هایی که در حوزه سیاست خارجی و ادبیات واشنگتن طی روزهای اخیر دیده می شود، بیش از هر زمانی دو قطبی فشار نظامی در برابر دیپلماسی را پررنگ می کند. این موضوع که درواقع از ادبیات سیاسی چندوجهی ترامپ طی هفته های اخیر ناشی می شود، از راهبردی پیچیده حکایت دارد که به نظر می رسد در تلاش است تهران را در مسیر چانهزنی قرار دهد، نه صرفاً تقابل مستقیم.
بازیگران منطقهای: نگرانیها و میانجیگریها
یکی از برجستهترین اتفاقاتی که در سایه تشدید تنش های ایران و آمریکا دیده می شود، نقش مهم کشورهای عربی در تلاش برای مدیریت بحران است . بازیگرانی مانند قطر به طور فعال تلاش میکنند نقش میانجی را در گفتوگوهای بین ایران و آمریکا ایفا کنند تا از گسترش تنش جلوگیری کنند. در بیانیهای، دیپلماتهای قطری اعلام کردهاند که در تماس با طرفهای مختلف هستند تا از طریق «دیپلماسی» اختلافات را حل کنند و شرایط منطقهای را تثبیت کنند.
تاثیرپذیری کل کشورهای خلیج فارس از پیامدهای حمله نظامی آمریکا به ایران و پاسخ های متقابل ایران به آمریکا و احتمالا اسرائیل بسیار بالا خواهد بود. این موضوع برای امنیت اقتصادی و سیاسی منطقه ساده نخواهد بود. نکته حساس و چالشی این است که کشورهای عرب منطقه، سالها بهعنوان متحدان سنتی آمریکا شناخته شده اند و نمی توانند این نقش را رها کنند. از سوی دیگر به خوبی می دانند اگر پای آنان به جنگ باز شود با چنان مشکلاتی رو به رو خواهند شد که به سادگی قابل مهار نیست. بنابراین اکنون بیش از هر زمان دیگری به فکر مدیریت تنش هستند تا از وقوع یک بحران پیشگیری کنند . کشورهای عرب منطقه عمیقا نگران تجارت نفت و ثبات سیاسی خود هستند.
آیا ایران و آمریکا هنوز حرفی برای گفتن با یکدیگر دارند؟
یکی از مهم ترین سؤالات در ذهن تحلیلگران این است که آیا مسیر دیپلماتیک واقعاً باز است یا صحبت های اخیر ترامپ فقط بخشی از تاکتیک های فشار است؟ در ماههای اخیر گزارشهایی از گفتوگوهای غیرمستقیم بین ایران و آمریکا منتشر شده است که با میانجی ثالث مانند عمان برگزار شده و عمدتا متمرکز بر مسائل هستهای بوده است.این گفتگوها، چندان موافق منویات اسرائیلی ها نیست چرا که آنان ترجیح می دهند بدترین و خشونت بارترین سناریوها علیه ایران اجرایی شود. اما با همه گفتگوهایی که از زمان آغاز دولت چهاردهم انجام شد، عملا دستاوردهای دولت در حوزه سیاست خارجی و گفتگو با آمریکا ناچیز است.
شاید به دلیل همین پیشینه ناموفق مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا باشد که برخی تحلیلگران به این نتیجه رسیده اند که آمریکا به دنبال استفاده از عبارت های مذاکره و توافق و دیپلماسی به عنوان اهرم فشار است نه این که واقعا اعتقادی به این موضوعات داشته باشد. درواقع به نظر می رسد ترامپ صرفا می خواهد تنش های واقعی را پشت این عبارات پنهان کند یا تصمیم نظامی را مشروعیت ببخشد.
همه گزینه ها روی میز است؟
در تحولات جاری می توان چند سناریوی کلان را تحلیل کرد:
1.دیپلماسی و کاهش تنش
اگر کشورهای منطقه و میانجیهای بینالمللی بتوانند فشار را به سمت گفتگو و عقبنشینی گام به گام از مواضع سخت هدایت کنند، امکان بازگشت به میز مذاکرات غیرمستقیم یا حتی مستقیم وجود دارد. در این سناریو، بیشتر بر مسائل هستهای و توافق بر سر نیروهای نیابتی برای کاهش تنش تمرکز می شود.
2.فشار نظامی محدود
تحلیلها نشان میدهند که ممکن است آمریکا، عملیات عملیات هوایی را به عنوان ابزاری برای تضعیف توان ایران، بهویژه در حوزه موشکی و زیرساختهای راهبردی بررسی کند. این سناریو با واکنشهای تلافیجویانه (چه از سوی ایران و چه گروههای نیابتی )رو به رو خواهد شد و میتواند تصمیم تعیینکننده در مسیر بحران باشد.
3.بحران منطقهای
در صورت اشتباه محاسباتی یا حادثهای غیرقابلکنترل، احتمال وقوع جنگ در سطح منطقهای وجود دارد. سناریویی که نه فقط ایران و آمریکا، بلکه بازیگران دیگر مانند گروههای شبهنظامی، همسایه ها و بازار انرژی جهانی را درگیر خواهند کرد. این سناریو یک ابربحران واقعی می شود.
پیامدهای سیاسی و اقتصادی فراتر از میدان جنگ
تنش میان ایران و آمریکا فراتر از فضای نظامی است. بازارهای جهانی، بهویژه بازار انرژی، به شدت تحت تأثیر این بحران قرار خواهند گرفت. نوسان قیمت نفت در ماههای اخیر نشان داده است که حتی تهدیدهای نظامی بالقوه میتواند قیمت نفت را بهطور چشمگیری تحت تأثیر قرار دهد موضوعی که برای اقتصاد جهانی و کشورهای صادرکننده نفت اهمیت زیادی دارد. وضعیت کنونی، به ویژه در رابطه ایران و آمریکا، در تقاطع پیچیدهای قرار دارد: ترکیبی از تهدید، فشار و دیپلماسی که نمیتوان آن را با یک سناریوی واحد پیشبینی کرد. با این حال، هنوز محتملترین مسیر به سمت جلوگیری از تشدید بحران است، اما چنین سناریویی نیازمند سیاست خارجی فعال و قدرتمند و میانجیگری هایی با حضور بازیگران حرفه ای منطقهای و بینالمللی دارد.